«گشت۲» بریده‌ای از صفحات سیاسی روزنامه‌ها است

[ad_1]

«گشت۲» نه تنها محتوا ندارد، فرم درستی هم ندارد و شاید حتی نشود دیگر به آن سینما گفت. این فیلم فقط مجموعه ای از بریده های روزنامه‌های سیاسی است که روی پرده سینما کلاژ شده است.

مهدی مافی:

نفس این که سراغ ساخت پروژه های دنباله دار برویم، برای صنعت سینما خوب است. چرا که پروژه های دنباله دار فقط در صورتی می توانند ساخته شوند که سرمایه شان با سودی منطقی بازگردد. این روش کمک می کند تا سرمایه گذاران خصوصی با ریسک کمتری بتوانند وارد سینما بشوند. یکی از روش هایی که شاید باعث شود در آینده قریب به اتفاق فیلمسازان ما منتظر بودجه بنیاد سینمایی فارابی یا حوزه هنری نمانند. این روش که شیوه امروزی آن در اصل از هالیوود آمده، یکی از کارهایی است که کمپانی های بزرگ آمریکا هم برای افزایش فروش سالانه شان انجام می دهند. به طوری که از ۱۰ فیلم پر فروش سال گذشته سینماهای جهان فقط دو اثر انیمیشن، بر اساس کتاب، بازی، فیلم یا کمیک استریپی ساخته نشده بودند و به بیان دیگر ارجینال بودند.

اما سراغ ساخت دنباله رفتن، مشکلات خاص خودش را هم دارد. خصوصا اگر فیلم اول در قالب خودش موفق هم بوده باشد، آن گاه ریسک ساخت قسمت دوم حتی افزایش هم پیدا می کند. قیاس با فیلم اول، مخصوصا وقتی فیلم دوم به خوبی اثر قبلی نباشد، می تواند خطرات جبران ناپذیری را در گیشه ایجاد کند. اما سعید سهیلی این خطر را پذیرفته و بعد از گذشت ۵ سال و تغییر یک دولت، سراغ ساخت قسمت دوم فیلم «گشت ارشاد» رفته است. فیلم تازه او اما بسیار عقب تر از قسمت اول است. انگار همه چیز فقط در کنار هم قرار گرفته تا آقای کارگردان حرف های ناگفته اش را بزند. بنابراین خیلی خودش را درگیر قصه و شخصیت پردازی نمی کند. اساسا در نیمه اول فیلم ما نمی دانیم که هدف قهرمانان فیلم جدید (اگر بشود اسمشان را قهرمان گذاشت) چیست. بعد رفته رفته با چند نقش منفی احتمالی مواجه می شویم که ممکن است دشمن شماره یک تیم سه نفره گشت باشند. نفر اول همبند آنها در زندان است. نفر دوم یک مفسد سیاسی است و نفر سوم هم مردی میان سال است که می خواهد به جای دیه، یکی از دختران خانواده قاتل را به عقد خودش درآورد. اما نقش هیچ کدام از دیگری پر رنگ تر نمی شود و هیچ کدام از خطوط داستانی «گشت ۲» هم اولویتی بر داستان های دیگر پیدا نمی کند تا در نهایت به نتیجه گیری درستی برسیم. در نهایت هم وقتی می بینیم که فیلم به سر دستی ترین شکل ممکن تمام می شود، دیگر مطمئن می شویم که هدف سهیلی فقط اجرای یک میتینگ سیاسی در قالب فیلم سینمایی بوده است. هر چند که آن قدر انتقادات، به سطحی ترین و سخیف ترین شکل ممکن انجام می شود که دیگر حتی نمی شود «گشت ۲» را در راستای فیلم «گشت ارشاد» قرار داد.

قدرت هر قهرمانی به ضد قهرمانی است که با آن مبارزه می کند. اگر بتمن تبدیل به یک ابرقهرمان بزرگ می شود، دلیلش دشمنی قدرتمند و روان پریش به اسم جوکر است. حتی در ادبیات خودمان، رستم بعد از گذر از هفت خوان و کشتن دیو سپید می تواند، آن پهلوان اسطوره ای شود. اما در «گشت ۲» دشمن ها همه افراد ساده و نادانی هستند که به راحتی یکی پس از دیگری شکست می خورند تا در یک فاینل ساده انگارانه، با تهدید اسلحه های قلابی و بدون زدن حتی یک سیلی، «گنده لات زندان» هم اسیر دست سه کله پوک فیلم شود. عدم شخصیت پردازی از بدمن ها و کاراکترهای فرعی به کنار، «گشت ۲» حتی در شخصیت پردازی کاراکترهایی که در فیلم اول تشریحشان کرده هم ناکام است. سهیلی فقط با ارجاع به فیلم قبل می خواهد شخصیت ها را دوباره به یاد مخاطبان بیاورد. حال آن که ممکن است فردی اصلا فیلم اول را ندیده باشد. در سریال «فلش» کاراکتری وجود دارد به اسم سیسکو رامون. او یک نابغه علمی است که طی داستان و اتفاقاتی می تواند با لمس وسایل فردی، موقعیت او را پیدا کند و بخش هایی از آینده اش را ببیند. به این حرکت او در سریال «وایب» کردن می گویند. او یکی از ابرقهرمانان مشهور کتاب های مصور دی سی است، که جدیدترین اقتباس از آن در سریال مذکور رخ داده. برای این که همین «وایب» کردن برای مخاطبان سریال منطقی به نظر برسد، چندین قسمت مقدمه چینی می شود و دلایل بی پایه و اساس علمی مطرح می گردد تا بیننده باور کند که منطقا می شود فردی به دنیا بیاید و طی اتفاقاتی قدرت «وایب» کردن را پیدا کند. اما در «گشت ۲» اصلا نمی دانیم چطور و چرا چنین قدرتی به عطا داده شده و فیلمساز هم هیچ تلاشی نمی کند تا آن را برای مخاطب منطقی کند.

«گشت ٢» در واقع تلاشی برای درآمد زایی به بهانه زدن حرف های دست چندم سیاسی است. خنداندن مردم هم فقط بهانه ایست برای جذب مخاطب. مرحوم گل آقا، در دهه های شصت و هفتاد نوعی از انتقاد سیاسی با نگاه طنز را به اوج رساند که هنوز خیلی ها در این شیوه از نقد وام دار او هستند اما نوع طنز گل آقایی، فخیم و رندانه و با استفاده از زبان عادی مردم بود. مرحوم صابری فومنی (گل آقا) به بهانه استفاده از زبان مردم کوچه و بازار لب به فحاشی و شوخی های جنسی سطح پایین باز نمی کرد. «گشت ٢» اما بر خلاف این الگو به سمتی رفته که نه تنها محتوا ندارد، که فرم درستی هم ندارد و شاید حتی نشود دیگر به آن سینما گفت. این فیلم فقط مجموعه ای از بریده های روزنامه های سیاسی است که روی پرده سینما کلاژ شده است.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *