منیر قیدی هم از نامزدی در بخش بهترین کارگردانی انصراف داد

[ad_1]

منیر قیدی کارگردان فیلم سینمایی«ویلایی‌ها» از نامزدی بخش بهترین کارگردانی انصراف داد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسینم«پویا»، منیر قیدی کارگردان فیلم سینمایی«ویلایی‌ها» نیز از نامزدی بهترین کارگردانی در سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر انصراف داد.

وی در نامه خود بیان کرده است:«حضور در هر رقابتى و تن دادن به قواعد  داورى بخشى مهم از روحیه کمال طلبى و حتى جاه طلبى هر هنرمندى است. اما این حضور هنگامى ارزش دارد که در مواجهه با حسادت و جهالت و بلاهت  و حذف، قربانى نشود. فیلمنامه «ویلاییها» روایتی است که به قدر بضاعت خود و به گواه آراء و نظرها و بازخوردهای متنوع، فروتنانه و بی ادعا بر دلِ مخاطبانِ أصلیِ ان نشسته است و سهمِ هنرمندانِ این فیلم را در ادایِ  دِین به مقطعِ مهمی از تاریخ این سرزمین و به دست اوردن دلِ خانواده های شهدا و جانبازان ِ دریا دل براورد کرده است.

من این دستاوردِ آسمانی را با جدال های حقیرانه و کوربینانه ی رقابت های زمینیانِ در گِل مانده،  تاخت نمی زنم و به یاد و خاطره‌ی همان « یارانی که غریبانه رفتند از این خانه» ارزش و حرمتِ غریبانگی هایی از این دست را در تنهایی خود با زیبایی بیشتری احساس می کنم و این حال را به نامزدی ها و مرتبه های دیگری که در دستِ ادمیانِ ریاکار ، حقیر شده است نمی دهم؛ و از سعید ملکانِ عزیز تمنا و استدعا دارم با همان نگاهِ مؤلفانه و حسنِ نیتی که به سینمای ایران دارد ، همچنان به خطر کردن درآزمودن عرصه ها و استعدادهای جدید بپردازد و دل قوی داشته و راهش را ادامه دهد که ؛ خداوند عزت دهد…

ارادتمند منیر قیدی»

به گزارش خبرگزاری تسنیم، پیش از این مسعود سلامى و محسن نصراللهى نیز از نامزدی در بخش بهترین فیلم برداری انصراف داده بودند.

[ad_2]

لینک منبع

«گشت۲» بریده‌ای از صفحات سیاسی روزنامه‌ها است

[ad_1]

«گشت۲» نه تنها محتوا ندارد، فرم درستی هم ندارد و شاید حتی نشود دیگر به آن سینما گفت. این فیلم فقط مجموعه ای از بریده های روزنامه‌های سیاسی است که روی پرده سینما کلاژ شده است.

مهدی مافی:

نفس این که سراغ ساخت پروژه های دنباله دار برویم، برای صنعت سینما خوب است. چرا که پروژه های دنباله دار فقط در صورتی می توانند ساخته شوند که سرمایه شان با سودی منطقی بازگردد. این روش کمک می کند تا سرمایه گذاران خصوصی با ریسک کمتری بتوانند وارد سینما بشوند. یکی از روش هایی که شاید باعث شود در آینده قریب به اتفاق فیلمسازان ما منتظر بودجه بنیاد سینمایی فارابی یا حوزه هنری نمانند. این روش که شیوه امروزی آن در اصل از هالیوود آمده، یکی از کارهایی است که کمپانی های بزرگ آمریکا هم برای افزایش فروش سالانه شان انجام می دهند. به طوری که از ۱۰ فیلم پر فروش سال گذشته سینماهای جهان فقط دو اثر انیمیشن، بر اساس کتاب، بازی، فیلم یا کمیک استریپی ساخته نشده بودند و به بیان دیگر ارجینال بودند.

اما سراغ ساخت دنباله رفتن، مشکلات خاص خودش را هم دارد. خصوصا اگر فیلم اول در قالب خودش موفق هم بوده باشد، آن گاه ریسک ساخت قسمت دوم حتی افزایش هم پیدا می کند. قیاس با فیلم اول، مخصوصا وقتی فیلم دوم به خوبی اثر قبلی نباشد، می تواند خطرات جبران ناپذیری را در گیشه ایجاد کند. اما سعید سهیلی این خطر را پذیرفته و بعد از گذشت ۵ سال و تغییر یک دولت، سراغ ساخت قسمت دوم فیلم «گشت ارشاد» رفته است. فیلم تازه او اما بسیار عقب تر از قسمت اول است. انگار همه چیز فقط در کنار هم قرار گرفته تا آقای کارگردان حرف های ناگفته اش را بزند. بنابراین خیلی خودش را درگیر قصه و شخصیت پردازی نمی کند. اساسا در نیمه اول فیلم ما نمی دانیم که هدف قهرمانان فیلم جدید (اگر بشود اسمشان را قهرمان گذاشت) چیست. بعد رفته رفته با چند نقش منفی احتمالی مواجه می شویم که ممکن است دشمن شماره یک تیم سه نفره گشت باشند. نفر اول همبند آنها در زندان است. نفر دوم یک مفسد سیاسی است و نفر سوم هم مردی میان سال است که می خواهد به جای دیه، یکی از دختران خانواده قاتل را به عقد خودش درآورد. اما نقش هیچ کدام از دیگری پر رنگ تر نمی شود و هیچ کدام از خطوط داستانی «گشت ۲» هم اولویتی بر داستان های دیگر پیدا نمی کند تا در نهایت به نتیجه گیری درستی برسیم. در نهایت هم وقتی می بینیم که فیلم به سر دستی ترین شکل ممکن تمام می شود، دیگر مطمئن می شویم که هدف سهیلی فقط اجرای یک میتینگ سیاسی در قالب فیلم سینمایی بوده است. هر چند که آن قدر انتقادات، به سطحی ترین و سخیف ترین شکل ممکن انجام می شود که دیگر حتی نمی شود «گشت ۲» را در راستای فیلم «گشت ارشاد» قرار داد.

قدرت هر قهرمانی به ضد قهرمانی است که با آن مبارزه می کند. اگر بتمن تبدیل به یک ابرقهرمان بزرگ می شود، دلیلش دشمنی قدرتمند و روان پریش به اسم جوکر است. حتی در ادبیات خودمان، رستم بعد از گذر از هفت خوان و کشتن دیو سپید می تواند، آن پهلوان اسطوره ای شود. اما در «گشت ۲» دشمن ها همه افراد ساده و نادانی هستند که به راحتی یکی پس از دیگری شکست می خورند تا در یک فاینل ساده انگارانه، با تهدید اسلحه های قلابی و بدون زدن حتی یک سیلی، «گنده لات زندان» هم اسیر دست سه کله پوک فیلم شود. عدم شخصیت پردازی از بدمن ها و کاراکترهای فرعی به کنار، «گشت ۲» حتی در شخصیت پردازی کاراکترهایی که در فیلم اول تشریحشان کرده هم ناکام است. سهیلی فقط با ارجاع به فیلم قبل می خواهد شخصیت ها را دوباره به یاد مخاطبان بیاورد. حال آن که ممکن است فردی اصلا فیلم اول را ندیده باشد. در سریال «فلش» کاراکتری وجود دارد به اسم سیسکو رامون. او یک نابغه علمی است که طی داستان و اتفاقاتی می تواند با لمس وسایل فردی، موقعیت او را پیدا کند و بخش هایی از آینده اش را ببیند. به این حرکت او در سریال «وایب» کردن می گویند. او یکی از ابرقهرمانان مشهور کتاب های مصور دی سی است، که جدیدترین اقتباس از آن در سریال مذکور رخ داده. برای این که همین «وایب» کردن برای مخاطبان سریال منطقی به نظر برسد، چندین قسمت مقدمه چینی می شود و دلایل بی پایه و اساس علمی مطرح می گردد تا بیننده باور کند که منطقا می شود فردی به دنیا بیاید و طی اتفاقاتی قدرت «وایب» کردن را پیدا کند. اما در «گشت ۲» اصلا نمی دانیم چطور و چرا چنین قدرتی به عطا داده شده و فیلمساز هم هیچ تلاشی نمی کند تا آن را برای مخاطب منطقی کند.

«گشت ٢» در واقع تلاشی برای درآمد زایی به بهانه زدن حرف های دست چندم سیاسی است. خنداندن مردم هم فقط بهانه ایست برای جذب مخاطب. مرحوم گل آقا، در دهه های شصت و هفتاد نوعی از انتقاد سیاسی با نگاه طنز را به اوج رساند که هنوز خیلی ها در این شیوه از نقد وام دار او هستند اما نوع طنز گل آقایی، فخیم و رندانه و با استفاده از زبان عادی مردم بود. مرحوم صابری فومنی (گل آقا) به بهانه استفاده از زبان مردم کوچه و بازار لب به فحاشی و شوخی های جنسی سطح پایین باز نمی کرد. «گشت ٢» اما بر خلاف این الگو به سمتی رفته که نه تنها محتوا ندارد، که فرم درستی هم ندارد و شاید حتی نشود دیگر به آن سینما گفت. این فیلم فقط مجموعه ای از بریده های روزنامه های سیاسی است که روی پرده سینما کلاژ شده است.

[ad_2]

لینک منبع

نظم در سانس‌های شلوغ میلاد / اضافه شدن سالن ۴ و ۵ برای رفاه مخاطبان در برج

[ad_1]

مدیر کاخ رسانه‌های گروهی در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با اشاره به نظم موجود در این سالن طی ۶ روز گذشته، گفت: از امروز با هدف رفاه بیشتر حاضران در برج میلاد، مقرر شد تا سالن‌های ۴ و ۵ مرکز همایش‌های برج میلاد هم علاوه بر سالن اصلی، فیلم‌ها را نمایش دهند.

بهروز غریب‌پور در گفت‌وگو با ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، گفت: خوشبختانه با گذشت شش روز از جشنواره، مرکز همایش‌های برج میلاد به عنوان سینمای رسانه‌ها، مشکلی از نظر جا و استقرار اهالی رسانه و مدعوین نداشته و اکران فیلم‌های جشنواره در سالن‌ها به صورت منظم و بدون این که کسی بدون صندلی بماند، ادامه پیدا کرده است.

او گفت: امسال با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، تلاش شد تا سانس‌های شلوغ جشنواره نیز با نظم همراه باشد که در عمل این اتفاق رخ داد و حتی دیروز که فیلم «ماجرای نیمروز» به شلوغ ترین سانس جشنواره در برج میلاد بدل شد، این سانس را به خوبی سپری کردیم.

غریب‌پور ادامه داد: با این وجود، از امروز با هدف رفاه بیشتر حاضران در برج میلاد، مقرر شد تا سالن‌های ۴ و ۵ مرکز همایش‌های برج میلاد هم علاوه بر سالن اصلی، فیلم‌ها را نمایش دهند تا اگر کسی مایل بود در این سالن‌ها به دیدن فیلم‌ها بنشنید، بتواند از این امکان استفاده کند.

[ad_2]

لینک منبع

پوران درخشنده: برای سرگرمی فیلم نمی‌سازم

[ad_1]

پوران درخشنده امسال با فیلم «زیر سقف دودی» در جشنواره حضور دارد، فیلمی اجتماعی که به روابط و مشکلات زوج ها می پردازد.

نژلا پیکانیان: کارگردان فیلم‌های خاطره انگیز «رابطه» و «پرنده کوچک خوشبختی» امسال بعد از اثر پر سر و صدای «هیس… دخترها فریاد نمی‌زنند» با فیلمی تازه و موضوعی جدید به سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر آمده است. پوران درخشنده همیشه از معضلات و مسائل اجتماعی در آثارش حرف زده و دغدغه این موضوعات را دارد. این فیلمساز زن سینمای ایران معتقد است یک کارگردان علاوه بر اینکه باید از جامعه‌اش چند گام جلوتر باشد و به مشکلات اجتماعی اشراف داشته باشد، نباید از کنار مسائلی که در جامعه‌اش وجود دارد نیز به راحتی عبور کند. به همین دلیل است که در جدیدترین ساخته‌اش باز هم سراغ موضوعی اجتماعی رفته و اینبار مسائل زوج‌هایی را نشان می‌دهد که به اصطلاح در شرایط طلاق عاطفی هستند، مسئله‌ای که این روزها در جامعه ظهور پیدا کرده و هرچند به شکل پنهان اما زیاد از آن حرف به میان می‌آید.

دغدغه‌های اجتماعی شما همیشه در آثار سینمایی‌تان نمود پیدا کرده و در فیلم جدیدتان «زیر سقف دودی» هم باز سراغ معضلی اجتماعی رفتید. چقدر از دغدغه‌هایتان را در این فیلم به تصویر کشیده اید؟

می‌دانید که ما همیشه یاد گرفته‌ایم آشغال‌هایمان را زیر فرش جمع کنیم و فقط ظاهر همه چیز را تمیز و مرتب نگه داریم، اما هیچ وقت فکر نمی‌کنیم که ممکن است به آنها برخورد کنیم و با مغز به پایین پرتمان کند. این مثال درباره بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی نهفته در جامعه نیز مصداق دارد که با بی توجهی از کنارشان رد می‌شویم. اما من احساس کردم که باید به این موضوع بپردازم با اینکه به نظرم دیر شده بود و شاید همین حالا هم دیر باشد چون من معتقدم فیلمساز همیشه باید یک گام جلوتر از جامعه‌اش حرکت کند. بنابراین مسئولیت من به عنوان یک فیلمساز در جامعه پرداختن به مشکلات و طرح موضوعاتی است که در جامعه وجود دارد و مشکل ساز هم می‌شود.

چطور شد که تصمیم گرفتید این بار به مسئله طلاق عاطفی میان زوجین که این روزها در جامعه فراگیر هم شده بپردازید؟

بحث طلاق عاطفی یا روابط سرد عاطفی میان زوجین موضوع بسیار مهمی است که در جامعه وجود دارد اما متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته با اینکه می‌دانیم چه تبعات و آسیب‌های جبران ناپذیر و مخربی را می‌تواند داشته باشد. شاید بسیاری از افراد جامعه صرفا از آمار طلاق‌های ثبت شده میان زوجین باخبر شوند اما این فقط یک طرف ماجراست، طلاق عاطفی که زن و شوهر در واقع مثل دو هم خانه در کنار هم هستند نکته مهمی است که به آن خیلی کم توجهی شده. خیلی وقت بود که وقت آن رسیده بود به این مشکل اجتماعی پرداخته شود و خوشحالم که سراغ این موضوع رفتم. طلاق عاطفی میان زن و شوهر تبعات جبران ناپذیر زیادی دارد که تاثیر روحی و روانی مخرب آن روی فرزندان یکی از آنهاست و برای آینده اجتماع خطرات زیادی را در پی دارد. من در «زیر سقف دودی» به بسیاری از این آسیب‌ها و تبعاتش پرداختم که امیدوارم علاوه بر اینکه مورد توجه مخاطبان سینما و مردم قرار بگیرد باعث شود راه حلی برای حل این معضل پیدا شود و نه پنهان کردن آن. وجود یک معضل همیشه یک بخش ماجراست و تبعات آن مسئله مهم‌تری است که شاید گاهی نادیده گرفته می‌شود. این موضوع هم از آن دست مسائلی است که قطعا تبعات هولناکی در جامعه می‌تواند داشته باشد.

با توجه به اینکه پرداختن به مسائل اجتماعی بعضا خط قرمزها و محدودیت‌هایی را برای فیلمساز ایجاد می‌کند در ساخت این فیلم با چه مشکلاتی روبه رو بودید؟

دو سال طول کشید تا به اینجا رسیدم و بتوانم این تابو را بشکنم و راجع به این مسئله اجتماعی مهم که بحث خانواده و آینده جامعه را دربرمی‌گیرد فیلم بسازم. همانطور که گفتید برخی محدودیت‌ها وجود دارد اما در این فیلم با پرداختن به این مسئله تابوشکنی کردیم و خوشحالم سراغ قصه‌ای رفتیم که در درون جامعه وجود دارد و مطرح کردنش الزامی بود. نکته دیگری که باید بگویم این است بعد از سالها فعالیت در زمینه فیلمسازی با خط قرمزها آشنایی دارم و سعی می‌کنم طوری سراغ موضوعات بروم که در طول کار به مشکلی بر نخوریم.

برای فیلم قبلی‌تان «هیس…دخترها فریاد نمی‌زنند» گفتید تحقیقات زیادی انجام دادید و بر اساس اطلاعات مستند این فیلم ساخته شده. این اتفاق در «زیر سقف دودی» چقدر افتاده؟

در این فیلم هم من تحقیقات زیادی انجام دادم و زمان زیادی صرف نگارش فلیمنامه این کار شد. من به مراکز مختلفی مراجعه کردم و آمارهایی از آنها گرفتم تا همه چیز واقعی باشد. همچنین از تجربیات افرادی که به نوعی با این موضوع در ارتباط بودند، مثل روانشناسان و حتی زن و شوهرهایی که این مشکل را در زندگی‌ شخصی‌شان داشتند نیز استفاده کردم و بعد اقدام به نگارش فیلمنامه کردم.

شاید یکی از انتقادهایی که به فضای سینمای سال‌های اخیر به خصوص دو سه سال گذشته شده، فضای تلخ بسیاری از فیلم‌های سینمایی ماست. با توجه به اینکه شما در این فیلم معضلی اجتماعی را مطرح کردید چقدر سعی داشتید فضای فیلم‌تان به سمت تلخی و سیاهی نرود؟

وقتی تلخی وجود دارد باید به تصور کشیده شود، من این موضوع را قبول ندارم. وظیفه من به عنوان یک فیلمساز اجتماعی این است که مشکلات درون و حتی پنهان جامعه را بشناسم و در آثارم آنها را مطرح کنم. سرپوش گذاشتن روی معضلات و مسائل اجتماعی راه حل نیست، بلکه پنهان کردن این مشکلات باعث می‌شود اتفاق‌های جبران ناپذیری در جامعه رخ دهد. ضمن اینکه من به عنوان یک کارگردان خودم را قبال جامعه مسئول می‌دانم و معتقدم یکی از مهترین وظایفی که بر روی دوش من است پرداختن به مشکلات بطن جامعه و مردم است. سینما برای جدی است و من برای سرگرمی فیلم نمی‌سازم. دغدغه‌هایی من در حوزه‌های مختلف اجتماعی من را به سمت و سوی ساخت فیلم هایی می‌برد که تا به حال در کارنامه‌ام دیده‌اید.

استقبال از فیلم‌تان در سینماهای مردمی تا به الان چطور بوده؟

خوشبختانه خیلی خوب، در اکران‌های مردمی استقبال گسترده‌ای از فیلم و مضمون آن شده و این برای من موضوع برای من جای خوشحالی دارد. طبیعتا وقتی مخاطب کارهای من مردم هستند نظر و توجه‌شان به فیلم و تاثیری که از آن می‌گیرند اهمیت دارد. در این چند شب اکران فیلم در سینماهای مردمی نرظات بسایر خوبی از تماشاگران شنیده‌ام و امیدوارم توانسته باشم با به تصویر کشیدن این موضوع که یک مسئله مهم اجتماعی است برای حل این معضل اقدام مثبتی انجام داده باشم. م نهمیشه خودم را نسبت به جامعه و مردمم متعهد می‌دانم و در قبالشان احساس مسئولیت می‌کنم و تنها انتظارم این است که مردم این اثر را ببینند و درباره‌ عواقبش تامل کنند.

[ad_2]

لینک منبع